سلطان صلاح الدين ايوبي

به مناسبت درگذشت اين بزرگمرد اسلام در هفدهم ماه صفر سال 589 هـ. ق
ابو المظفر صلاح الدين يوسف ملقب به (ملک ناصر) فرزند نجم الدين ايوبي از مشاهير جهان اسلام و نامورترين سردار جنگهاي صليبي است.فريد وجدي مصري در دائره المعارف خود او را چنين ستوده است (هومن اکبر ملوک المسلمين همه واقواهم شوکه و اسدهم صوله و ابعد هم صيتا”)تولد سلطان صلاح الدين در سال 532 ه ق در تکريت اتفاق افتاد
. شبي که قرار بود پدرش و عمويش اسدالدين شيرکو از تکريت کوچ کنند او ايام کودکي را در شهر بعلبک گذرانيد و همانجا تحصيلات خود را شروع کرد بعد از انکه نورالدين محمود پسر عمادالدين زنگي فرمانرواي دمشق شد به خواندن ادامه دهید

بدعت وحدت ‏وجود

در مقابل بي خدايي ،
از دل فلسفه فرقه اي نو با مبناي كتاب ، دين ، توجيه آيات ظهور كرد كه ‏گفتند: جهان
مادي جزيي از خداست .‏
شايد سرآغاز اين نظريه را بتوان در افكار” فلوتين “ حكيم
اسكندراني يافت ، او درحوزه فلسفي درس خود در«‏مصر» مسئله وحـــدت وجود رامطرح مي
كند ، اگر چه هند و يونان قديم نيز چنين باوري داشتند ، كتاب ‏‏»سرّ اكبر» نوشته «
اوتانيشات » سخن از وحدت وجود كرده است و در آنجا ” نعوذ بالله “ خداي تعالي را
‏اسب بزرگي تجسم كرده كه پستي و بلندي هاي بدن آن اسب را كوهها و ديگر قسمت هاي بدن
او را جزيي ‏از عالم دانسته ، از ميان فلاسفه غربي ” اسپينوزا“ يهودي هلندي در كتاب
«علم الاخلاق» خود به وحدت ‏وجود معتقد است ، مي نويسد جهان يك شكل مادي اصلي و يك
صورت دارد ، ماده اصلي خدا و شكل ‏وصورت ها مخلوقات هستند .‏
آنچه مسلم است اگر
فلسفه وحدت وجود(همه خدايي) چه از طريق مصر و چه از طريق ‏هند و يونان به ميان
مسلمانان آمده باشد ، دين اسلام و كتاب خدا با آن بيگانه است . ‏ به خواندن ادامه دهید

هدف آفرينش

اي پدر:اكثر انسان ها نمي دانند ،چرا به اين دنيا آمده اند ؟چرا مجبور به زندگي هستند؟
آيا حقيقت زندگي فقط در خوردن و خوابيدن است !؟
پايان زندگي به كجا مي انجامد!؟
گروهي حقيقتِ زندگي را در قهرمان شدن مي دانند ! قهرمان ورزشي يا قهرمان شيك پوشي ! بهترين آرايش ! بهترين كلكسيون ها را در اختيار داشتن ، به هر حال ظواهرو سرگرمي هاي امور زندگي را هدف مي گيرند !
سارتر فيلسوف فرانسوي هم معتقد است انسان براي هدف خاصي به اين عالم نيامده هدف را خودش مي سازد .
اعْلَمُواْ أَنَّمَاالْحَيَوهُ الدًّنْيَا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَهٌ وَ تَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلَاد (حديد /20)
يعني :بدانيد كه زندگاني دنيا درحقيقت بازيچه و بيهودگي و آرايش و فخر فروشي در ميانتان و افزون خواهي در اموال و فرزندان است
اي پدر:چراخالق هستي به سرزنش انسان هائي مي پردازد كه نمي خواهند بدانند به چه دليل به دنيا آمده اند ؟!
امّا دينداران با تفكّردر نظام آفرينش مي آموزند كه همه هستي هدفدار است و خود او از زماني كه در شكم مادر است با هدفداري جلو آمده ! موقع تولّد به او فرمان بالانس زدن داده شده تا دستهايش مانع فرود نشوند ، قبلاً از بند ناف تغذيه مي كرد و نيازي به دهان نبود ولي با آمدنش بدنيا همزمان هم غذايش آماده شده هم دهانش مجراي تغذيه جديدش شده و كم كم كه رشد كرده و معده اش ازضعف در آمده و نياز به تغيير غذا پيدا كرده دندان مي گيرد ، بزاق براي هضم آماده مي شود و حتي قواي مخفي وجودش چون عقل و هوش واحساس ازمرحله بالقوه دوران كودكي بتدريج به مرحله بالفعل مي رسد و هـمان نيروهاي ضعيف دوران كودكي كه كم كم تكامل پيدا كرده نيازمند به تربيت مي شود! به خواندن ادامه دهید

صحاح ستة و يا منابع حديث ششگانه كدام هستند؟

اين اصطلاح به کتب پايه ي زير اطلاق مي شود ‏:‏

1- صحيح بخاري 2 – صحيح مسلم 3 – سنن نسائي
4- سنن ابوداود 5 – سنن ترمذي 6 – سنن ابن ماجه‏

1- صحيح بخاري
اين کتاب را مؤلف گرانقدرش، ‏»‏الجامع الصحيح‏»‏ نام نهاده و آن احاديث را از بين ششصد هزار حديث استخراج نموده و رنج بسياري را در اصلاح و تهذيب و حصول اطمينان از صحت آن بر خويش هموار نموده است. تا جاييکه حديثي را در اين کتاب نمي آورد تا آنکه غسل نموده و دو رکعت نماز بجاي مي آورد و استخاره نموده از خداوند طلب خير مي کرد. همچنين سند هيچ حديثي را در آن ذکر نکرده است مگر آنکه به درستي از رسول الله صلي الله عليه و سلم روايت شده باشد واسناد آن ها متصل بوده و رجال آن خصوصيات عدالت و دقت و راستي را داشته باشند. به خواندن ادامه دهید

امام دار الهجرة – مالك ابن انس (رحمه الله)


همان امام ديار هجرت و نصرت و برادري و مصاحبت يعني امام مالك بن انس بن مالك بن ابوعامر اصبحي رحمه الله مي باشد.

تولد و رشد و بالندگي ايشان:

در شهر مدينه ي منوره، محل نزول وحي و مهد علم و سرچشمه ي معرفت، در سال هفتاد و سه ي هجري به دنيا آمد. در همان جا برآمده و بزرگ شد و آرام گرفت. دوران جواني امام مالك رحمه الله در سراي علم، خصوصاً علوم حديث و روايات، و آگاهي از آثار و اخبار صحابه و فتاوي آنان، طي شد. خانواده اي که ايشان در آن مي زيست از خانه هاي معروف علم و دانش بود. کسي که در ميان آداب و روشي از کودکي رشد مي کند داشته ها و نداشته هاي او برگرفته از خانه اش و آنچه خانواده اش براي وي دوست مي دارند خواهد بود. ايشان نيز در پرتو همين مواهب و نعمت ها بزرگ شد و بلکه زندگي وي در شهر رسول الله صلى الله عليه و سلم بود و همان آسمان بر وي سايه مي افکند و همان زمين او را دربرگرفت، موطن شرع، مبعث هدايت، محل استقرار نخستين حکومت اسلامي و پايتخت حکومت اسلام در دوران خلافت خلفاي راشد بود و جايگاه جمع آمدن نخستين صحابه و سپس شاگردان آنان بود تا آنکه نوبت به امام مالك رحمه الله رسيد و تمام اين ميراث غني علم و حديث و فتوى را دريافت و استعدادهايش در پناه آن بالنده گشت و از ميوه هايش بهره ها برد و از مردان آن بسيار آموخت. به خواندن ادامه دهید

حکايت «حزب التحرير» و انديشه هاي آن چيست؟

پاسخ اين سؤال براساس آنچه در فرهنگ ساده ي اديان و مذاهب معاصر بيان شده چنين مي باشد:

 تعريف

 حزب التحرير حزبي سياسي و اسلامي است که هدف اصلي آن تاکيد بر لزوم بازگرداندن خلافت اسلامي مي باشد. اين هدف گذاري انديشه ي اساسي تغيير در اين مکتب مي باشد که اجتهادات شرعي بسياري را صادر نموده است که مورد انتقاد جمهور علماي مسلمين قرارگرفته است.

 پايه گذاري حزب و شخصيت هاي برجسته ي آن:

 – مؤسس آن شيخ تقي الدين نبهاني (1909 – 1979م) فلسطيني، متولد روستاي اجزم در شهر حيفا بود. وي آموزش هاي اوليه ي خود را در روستايش پشت سر نهاد سپس به دانشگاه الأزهر مصر رفت و تحصيلات خويش را در قاهره به پايان برد و آنگاه بازگشت و به عنوان مدرس و سپس قاضي در يکي از شهرهاي فلسطين دست به کار نمود.

 – به دنبال بلاياي سال 1948م به همراه خانواده زادگاهش را به قصد بيروت ترک کرد. به خواندن ادامه دهید

سیرت علمی امام بخاری

امام ابو عبدالله محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن مغیره بن بردزبه بخاری در سیزدهم شوال 194 هـ. ق پس از نماز جمعه در شهر بخارا (یکی از شهرهای ازبکستان فعلی) در خانواده ای متدین و مذهبی دیده به جهان گشود. جد پدریش (مغیره) توسط حاکم بخارا، مسلمان شده و در آنجا سکنی گزیده بود. وی فردی فارسی زبان بود. (1)

پدرش، اسماعیل، یکی از علمای حدیث، در آن زمان بود. چنانکه ابن حبان در کتاب «ثقات» می گوید: اسماعیل از حماد بن زید و مالک روایت می کرد و علمای عراق از وی روایت می کردند.

و خود امام بخاری در کتاب «تاریخ کبیر» می گوید: اسماعیل بن ابراهیم از حماد بن زید و امام مالک علم را فرا گرفته و با عبدالله بن مبارک همراه بوده است.

اسماعیل علاوه بر اینکه عالم و دانشمند بود، از تقوا و پرهیزگاری زیادی برخوردار بود. احمد بن حفص می گوید: در لحظات وفات اسماعیل، نزد وی رفتم. ایشان فرمود: در میان اموالم درهمی حرام یا درهمی که در آن شبهه وجود داشته باشد، سراغ ندارم. امام بخاری در همان دوران کودکی، پدرش را از دست داد و مادرش که بانویی عابد، زاهد و دارای کرامت بود، سرپرستی او را بعهده گرفت. به خواندن ادامه دهید